أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

522

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( ظ . ) اين نمونه‌ها ، نمودار يك گونهء تلفّظى خاص هستند . ( 1058 ) 62 / 25 « ضجرت » . حركتگذارى چنين است در اصل . « ضجرت » يعنى تنگدلى و ستوهى ، تنگدل شدن ، دلتنگ گرديدن ، تفتگى و بيقرارى از غم . ( از : كليله و دمنه ، ص 53 حاشيهء مربوط به س 4 ؛ و : لغتنامهء دهخدا ) . « غم و ضجرت سخت بزرگ بر من دست داد و هيچ آن را سبب ندانستم . » . ( تاريخ بيهقى ) . « جواب شافي نيافت و جز نفرت و ضجرت حاصلى نديد . » . ( ترجمهء تاريخ يمينى ) . « گرميش را ضجرتى و حالتي * زان تبش دلرا گشادى فسحتى » ( جلال الّدين محمّد بلخى ) ( هر سه شاهد از : لغتنامهء دهخدا ) . اين واژه در لغتنامهء دهخدا و كليله و دمنه ( چ مينوى ) به ضمّ يكم درج شده است . شادروان استاد معين در فرهنگ فارسى ( ذيل « ضجرت » ) ، تلفّظ اين واژه را به فتح يكم هم ثبت كرده‌اند - البتّه با تصريح بدين كه اين تلفّظ تداولى است ( نه قاموسى ) . ضبط دستنوشت ما نمودار درازى پيشينهء اين تلفّظ تداولى است . ( 1059 ) 63 / 10 « قوله - تعالى - : « . . . يضلّوا السّبيل ( 44 ) . . . » . » . « يضلّوا » در دستنوشت ، با ياء كتابت شده ، و اين مطابق قرائت متداول نيست ، لكن در زمرهء قرائات قرآنى هست . زمخشرى در الكشّاف ( ج 1 ، ص 516 ) قرائت متداول را مبناى بحث قرار داده است و آنگاه گفته : « و قرئ : آن يضلوا ، بالياء بفتح الضاد و كسرها . » . چنان كه خواهيم ديد مصنّف - قدّس سرّه - طبق قرائت به ياء متن را ترجمه و تفسير خواهد كرد . ضمنا در مورد اختلاف قرائت مربوط به بحث ما ، نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 137 . ( 1060 ) 63 / 14 « قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ » . الكافرون / 1 . ( 1061 ) 63 / 17 « علماء سنّت » . مراد عالمان سنّيان است ؛ و البتّه مراد مصنّف - قدّس سرّه - همهء علماى سنّى نيست چنان كه با تورّق كتب اهل سنّت اين معنا روشن مىشود . ( 1062 ) 63 / 18 « حاشاه » . « حاشاه » يعنى از او دورست . ( 1063 ) 63 / 18 و 19 « بقاري عمر را مىخواهند » . ( ظ . ) مصنّف - أعلى اللّه مقامه - در اين عبارت متأثّرست از سياق تازى . عرب گويد : « أراد ذلك بهذا » ( منظورش از اين ، آن بود . ) .